على محمدى خراسانى
305
شرح رسائل (فارسى)
و سنت حجت مىدانند ولى فقهاء ما براى اجماع ارزش ذاتى قائل نيستند بلكه اجماع را حاكى از قول معصوم دانسته و بملاك كشف حجت مىدانند چنانچه در ادامهء بحث مطلب روشنتر خواهد شد . و امّا فرازها و نشيبها : روز اوّل كه سخن از اجماع به ميان آمد منظور سنّىها اجماع جميع امت محمد ( ص ) بود ولى به لحاظ ايرادات فراوانى كه بر اين مبنا وارد شد تنزل نموده و گفتند منظور اتفاق علماء امت است بعد از اين هم تنزل نموده و گفتند منظور اتفاق علماء چهار شهر است سپس اتفاق اهل المدينه و سپس بزرگان مدينه را ملاك گرفتند و . . . كه به تفصيل در شرح اصول آوردهام ولى آنچه مسلم است و از تعاريف فريقين بدست مىآيد اجماع در اصطلاح عامّه و خاصه عبارتست از اتفاق جميع علماء امت در عصر واحد . امّا شاهد بر قسمت اوّل ادّعا تعريفات ذيل است : 1 - علامه در تهذيب فرموده : الاجماع هو اتفاق اهل الحل و العقد من امّة محمد ( ص ) 2 - صاحب المبادى فرموده : اجماع فى اصطلاح فقهاء اهل البيت ( ع ) هو اتفاق امة محمد ( ص ) على وجه يشمل قول المعصوم ( ع ) . 3 - صاحب المعالم فرموده : الاجماع فى الاصطلاح اتفاق خاص و هو اتفاق من يعتبر قوله من الامة 4 - غزالى گويد : الاجماع هو اتفاق امة محمد ( ص ) على امر من الامور الدينية . 5 - فخر رازى گويد : هو اتفاق الحل و العقد من امة محمد ( ص ) على امر من الامور و . . . و امّا شاهد قسمت دوم كه عصر واحد باشد اينست كه در ابواب فقه كثيرا ما مشاهده مىكنيم كه فقهاء مىگويند : فلان مسئله اجماعى است و